چگونه از نافرجام شدن روابط جلوگیری کنیم؟
در چند پست قبلی در مورد چرایی روابط نافرجام صحبت کرده بودم.
روابط نافرجام به روابطی گفته می شود که ناکام می مانند و اگرچه در ابتدا زیبا و مطلوب به نظر می رسند اما در نهایت به علت های مختلفی ازهم گسسته می شوند و به هر دو طرف آسیب روانی وارد می شود.
شاید اکثر ما دست کم گوشه ای از این تجربه را داشته باشیم و شاید بعد از شکست خوردن رابطه به این فکر کنیم که "چرامن؟!!" فکری که اکثر افراد بعد از رو به رو شدن با شکست یا ناکامی از خود می پرسند و گمان می کنند که صرفا در این دنیای بزرگ تیر بلا آن ها را نشانه گرفته است و بر جانشان نشسته است!
اما در واقع این طور نیست. عدم آگاهی از ایجاد رابطه ی صحیح و عدم مراقبت ها و احتیاطهای لازم باعث می شود که اینگونه مورد آسیب قرار بگیریم.
من در این بحث به چند نکته ی ایمنی اشاره می کنم تا با رعایت آن ها کمتر مورد آسیب روابط قرار بگیرید. این نکته ها حاصل تجارب من در ارتباط با این افراد است و امیدوارم برای شما مفید باشد.
پیش از ایجاد رابطه با طرف مقابل هدف خود را از رابطه در نظر بگیرید. به چه منظور این رابطه را پیشنهاد یا قبول می کنید؟ احساس تنهایی... عدم توانایی در جواب رد دادن.... کنجکاوی.... رقابت با دوستان... فرار از رابطه ی قبلی... التیام بخشیدن به رابطه ی قبلی... ازدواج...منافع شخصی....
2- به خاطر داشته باشید هرکدام از انگیزه های بالا نتیجه ای را برای رابطه ی شما پیش بینی می کند و مستلزم رعایت لوازم و جوانبی هست.
3- چنانچه مقصود شما از دوستی ازدواج است نیازی نیست که این دوستی ماه ها یا سال ها به طول انجامد و پس از اینکه یکی از طرفین اقدام به طرح موضوع کرد دیگری بگوید: « چقدر زود! ما که هنوز همدیگر را نمی شناسیم!!». دوستان من! به خاطر داشته باشید اگر با نقشه ی راه پیش نروید 4 یا 5 ماه که سهل است... شاید 4 سال و 5 سال هم بگذرد همدیگر را نشناسید... اما چنانچه با راهنما، نقشه، مطالعه و انگیزه ی قوی قدم در رابطه بگذارید قطعا بعد از 5 جلسه می تونیددست کم 40 درصد متوجه شوید که آیا طرف مقابل برای یک زندگی بادوام و طولانی کنار شما مناسب هست و می توانید به این آشنایی ادامه دهید یا لازم است رابطه تمام شود؟ پس... خودمان را گول نزنیم!
4- چنانچه برای سایر انگیزه ها غیر از ازدواج رابطه را شروع کرده اید بدانید تقریبا کار خطرناکی را برای بازی با روانتان شروع کرده اید! چرا؟ چون شاید در ابتدا جالب و مفرح به نظر برسد و برای بعضی افراد حتی مناسب باشد اما روح و روان شما با جنس مخالف درگیر و آشنا می شود و مأنوس می گردد... با توجه به تغییرات هورمونی که در ارتباط با جنس مخالف در بدن ایجاد می شود این کشش هر روز بیشتر و بیشتر می شود و چاره ای نیست جز روابط بسیار نزدیک تر که قطعا ریسک بیشتری نیز خواهد داشت. از آنجا که شما هنوز ازدواج نکرده اید تمایل به باهم بودن و ثبات عاطفی و اعتماد به رابطه سبب اعصاب خردی و تشنج در روابط می شود. از طرفی تمام روح و جسم شما خواستار اطمینان و آرامش در کنار "او" است و از طرف دیگر هیچ قول و قرار و قصدی برای ازدواج و رابطه ی مطمئن نبوده است. لذا بین این خواست ها و اظهارات تعارض برقرار می شود. بودن در کنار شخصی که دوستش دارید گرچه سبب آرامش لحظه ای شماست اما در دراز مدت فکر اینکه نکند از دست برود! یا در آینده چه خواهد شد، چنان آرامش را از شما خواهد گرفت که چشم باز می کنید و می بینید بیش از شادی دچار ترس و اضطراب هستید. چنانچه به دلایلی از جمله افزایش چنین تشنج ها و بحث ها یا تصمیم یک طرفه ی فرد مقابل برای قطع ارتباط این ارتباط گسسته شود؛ اعتماد شما از شروع سایر روابط با دیگران نیز تا مدت ها سلب می شود. ضمن اینکه فرد مقابل شما هیچ گناهی ندارد اما ممکن است شما او را گناه کار بدانید.
5- شاید هم زمانی فهمیدید دلباخته ی شخصی شدید که کار از کار گذشته و شما به گفته ی خودتان ندانسته در یک رابطه ی عمیق و صمیمی کشیده شدید.... (!)
بنابر این سعی کنید مسئولیت عمل خود را «خود» به عهده بگیرید و بدانید اگرچه فضا مناسب بود و پیشنهاد صورت گرفت اما شما با قبول خود بدون بررسی تمام جوانب مسئول عمل خود هستید.
با دقت و مطالعه ی بیشتری پیشنهاد دهید یا قبول کنید. اصلا فکر نکنید ایجاد رابطه ی صمیمی یک تفریح یا کنجکاوی مثل دیدن یک فیلم سینمایی به همراه خوردن تنقلات است... شما در آن هنگام مشغول به بازی گرفتن روح و روان خود و دیگری هستید. پس مراقب باشید لطفا.
اگر قصد ازدواج دارید در همان ابتدای پیشنهاد دادن یا قبول پیشنهاد مطرح کنید. چنانچه طرف مقابل شما قصدی نداشته باشد اقدام به ادامه ی رابطه نخواهد کرد.
چنانچه هردو شما به قصد ازدواج رابطه را شروع کردید سعی کنید بقیه ی رابطه را زیر نظر یک مشاور ازدواج به پیش ببرید تا پیش از آنکه روح شما درگیر یکدیگر شود و جدایی ناممکن گردد؛ مسائل منطقی و عقلی از ادامه ی یک زندگی زناشویی با یکدیگر مورد بررسی قرار بگیرد.
با طرف مقابل از خاطرات روابط گذشته و تمام شده ی خود به هیچ عنوان صحبت نکنید چرا که می تواند به عنوان تیغی برنده در جهت بریدن رشته ی رابطه ی شما عمل کند.
سلام و روز به خیر! هاجر یادگاری هستم کارشناس ارشد مشاوره و فارغ التحصیل دانشگاه الزهرا(س) و در حال حاضر در تهران کلینیک مشاوره ی استاد روزبه به مشاوره می پردازم. امیدوارم با طراحی این وبلاگ بتوانم کمکی کوچک در راه آرام سازی و افزایش آرامش درونی و برونی شما دوستان داشته باشم و همچنین چنانچه نیاز به مشاوره حضوری داشتید در خدمت شما دوستان هستم.